امشب با پسرک و بدون همسر اومدیم خونه ی مادری

خواهر در شرف ازدواج هست و بشدت ذوق زده

خب اون برای رسیدن به این مرحله خیلی سختی کشیده ولی داره سرانجام میگیره

دیدم داره یه فیلمی تو گوشیش میبینه از مراسم بله برون یکی از آشناهای دور که بدستش رسیده بود،فیلم برای چند وقته پیشه

گفتم نصف شبی چرا اینو میبینی گفت دارم ازش حس میگیرم

خودم رو میذارم جاش و تازه یک لبخند هم روی لبش داشت

من وا موندم

آخه من کی با چنین ذوقی بدنبال اهدافم گشتم

من کی جز غر زدن عشق دادم به اهدافم

من کی جز منفی بافی و حسرت خوردن نگریستم

چقدر عقبم از دنیای زیبایی که خدا برایم آفریده

چقدر بیزارم از این خودم

کاش من بجای تو بودم خواهر

چقدر دنیا از چشمان تو زیباتر است

چقدر دنیای تو جذابیت دارد

راست میگویی همه بتو حسادت میکنن

تو برای اهدافت جنگیدی چقدر نخوابیدی چقدر زحمت کشیدی

خدایا تو رو به این شب بمن کمک کن من آرامش میخواهم

من عشق میخواهم

 

منبع

مشخصات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
تو اورانوسی و من کوردلیا پرسش مهر بیستم رئیس جمهور 99-98 zis10 بازار سعید ~~~???????? Asir E Del ????????‌‍~~~ آموزش برنامه نویسی دانلود آهنگ هر چی بخوای هست واگویه هایِ یک ذِهن مُتِشَنّج جبدرق